قهرمان ميرزا عين السلطنه
29
روزنامه خاطرات عين السلطنه ( فارسى )
روز دوشنبه 16 ذيحجة الحرام - سوار شده به طرف درهء عباسآباد رفتيم . بين راه شكار بيرون نيامد تا وارد عباسآباد شديم . ناهار كنار رودخانه خورديم . يك زربه كبك درآمد شكار نشد . يك خرگوش آقاداداش زدند . يك خرگوش آقا ميرزا زمان زد . يك دانه وكيلباشى زد . يك دانه هم تازى زوبين گرفت . يك طرقه آقا داداشم زدند . غروب وارد شهر شديم . روز سهشنبه 17 شهر ذيحجة الحرام - چهار ساعت به غروب مانده سوار شديم به طرف خورزنه كوچك رفتيم . هنوز نرسيده در بين راه آقاداداش يك دانه تازى زدند . يك خرگوش درآمد آقا داداشم زدند . دو خرگوش شاهزاده جانم زدند . چهار خرگوش تازيها گرفتند . يك خرگوش خوابيده ابو القاسم زد . غروب وارد شهر شديم . روز پنجشنبه 19 - سوار شديم به خورزنه كوچك رفتيم . هوا مغشوش بود هيچ شكار نشد . آقا داداشم يك كلاغ زدند . روز يكشنبه 29 ذيحجه - به طرف امامزاده كوه رفتيم . آقاداداش چهار سار به دو تير زدند . يك كلاغ هم زدند . در امامزاده كوه ناهار خورديم . شاهزاده جانم با تفنگ مارتين چند تير انداختند زياد دور مىزدند . آقا داداشم باز يك دانه كبك زدند . وقت مراجعت شد يك دانه گنجشك بنده به يك تير زدم . 1300 روز پنجشنبه 11 شهر محرم الحرام - سوار شديم به طرف فخاران رفتيم . در بين راه يك خرگوش بيرون آمد . شكار نشد . در عباسآباد يك خرگوش بيرون آمد . شاهزاده جانم زدند . ذو الرياستين در راه برخورد همراه بود . چاى خورده سوار شدم شهر آمدم . روز شنبه 13 - چهار ساعت به غروب مانده سوار شديم به طرف خورزنهء كوچك رفتيم . دو خرگوش بيرون آمد شكار نشد . آقا داداشم عقب شكار مىگشت غفلة دو دانه تيهو بيرون آمد شاهزاده جانم يكى را در زمين زدند يكى را روى هوا . چند تير هم گلوله انداختند . غروب وارد شهر شديم . روز دوشنبه 15 شهر محرم الحرام - صبح سوار شديم به طرف چشمهء قصابان . در بين راه يك خرگوش بيرون آمد تازى جيران گرفت . يكى ديگر بيرون آمد آقاداداش زدند . مرحوم ابو القاسم خان يك خرگوش خوابيده بود زد . رفتيم به چشمهء قصابان ناهار آنجا خورديم . من سه گنجشك زدم . مراجعت به شهر شاهزاده جانم يك خرگوش زدند . آقاداداش هم يكى زدند . من يك گنجشك هم روى هوا زدم . غروب وارد شهر شديم . پنجشنبه 18 محرم - عصر سوار شديم به طرف درهء مرادبيك روانه شديم . در بين راه يك كلاغ آقا حسين پيشخدمت زد . آقاداداش هم يك زاغچه زد . دو خرگوش درآمد شكار نشد . چايى را خورديم . سوار شديم آقاداداش هم يك كلاغ با يك طرقه زد . من هيچ نزدم . غروب وارد شهر همدان شديم . روز دوشنبه 22 - سوار شديم به چمن اندائى به عزم شكار اردك رفتيم . در